میروم اما همیشه با توام
مي برم خسته و افسرده و زار
سوي عقبي دل رنجورم را
به خدا نمي شود دل را كشت
دل شوريده و ويرانه و رنجورم را
مي روم تا كه در آن نقطه دور
باز گويم به خدا عشقم را
شستشويش مي دهم با رنگ خدا
عشق زيباي تو پرشورم را
مي روم خنده به لب خونين دل
ميروم، از من زار دست مدار
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان 1384ساعت 11:21  توسط مصیبت
|
