شب عشق
شب زيبايي بود
آن شبي را كه در آن حس كردم
دل من پر زد و سويت آمد
آن شي كر سر شب تا به سحر
بلبل باغ دلم نغمه برايت ميزد
هيچ يادت هست ؟
آن شبي را كه در ديدگانت چه تب اآود چه مست
رفت تا عمق دلم را كاويد
حالا رفته اي و باز منم
كه به ياد تو و آن عشق عزيز
رفته ام باز به ان نقطه به شب
رفته ام تا كه بجوي دل پر مهرت را
رفته ام تا كه بجويم نور پر مهر سيه چشمت را
ولي افسوس كه ديگر حتي
سايه اي زان رخ پر مهر توام نيست كه من بسپارم به هوايش دل را
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 20:56  توسط مصیبت
|
