تبليغاتX
¦¦¦¦ MoSiBaT ¦¦¦¦ - آزار

¦¦¦¦ MoSiBaT ¦¦¦¦

آزار

 

دوست دارم گاهی آزارت دهم

که ای آزردی مرا با رفتنت

تو که ترسیدی اگر عاشق شوی

عشق آرد یک بلایی بر سرت

رفتی و در قاب یادم همچنان

می درخشد چشمهای روشنت

میزند آتش به شعر دفترم

یاد آن رفتار گنگ و مبهمت

رفتی و ماندست بر ایوان دل

جای پاهای تو مثل شبنمی

رفتی و من مینویسم بازهم

مانده بر قلبم شرار ماتمی

این چه سود گر باز می خوانی مرا

باز میگویی پشیمانی مرا

من نخواهم داد هرگز پاسخت

ای که آزردی مرا با رفتنت

پای خود را روی قلبم می نهم

دوست دارم گاهی آزارت دهم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 13:0  توسط مصیبت  |